به گزارش خبرنگار مهر، نشست "نقد عدمی بودن مساله شرور" با سخنرانی دکتر علی افضلی عصر روز پنجشنبه پنجم آذر ماه در موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد.
عضو هیئت علمی موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران با اشاره به مطرح بودن مساله شرور در تمامی ادیان یکتا پرست، گفت: مساله شرور در کلام اسلامی و در تمامی ادیانی که معتقد به خدای همه دان و همه توان و همه نیک هستند وجود دارد. غالب حکمای اسلامی معتقدند که شرور امری وجودی نیستند.
وی گفت: همانطور که میدانیم بحث عدمی بودن یا نبودن شرور یکی از پاسخهایی است که هم فیلسوفان شرق و هم فیلسوفان غرب به مساله شرور دادهاند. در حوزه فلسفه دین جدیترین و مهمترین نقدی که به اعتقادات الهیون گرفته شده همین مساله شرور است. چرا که الهیون معتقد به خدای مطلق و کامل هستند. از طرفی الهیون معتقدند که خدایی هست که عدالت و مهربانی نامتناهی دارد و از طرفی با مساله شرور مواجه هستیم.
وی افزود: در فلسفه اسلامی به علل تاریخی و فرهنگی خیلی در مقایسه با فیلسوفان غرب به مساله شرور پرداخته نشده است و در ضمن بحثهای خود این موضوع را مطرح کردهاند.
وی تصریح کرد: در مورد مساله شرور فلاسفه غرب و فلاسفه اسلامی یک راه حل داشتهاند که من آن را رویکرد تبرئهگرایانه مینامم. این رویکرد معتقد است که اساساً طرح مساله اشتباه است. چرا که خدا مسئول شرور نیست و وجود شرور معلول عوامل دیگر است و فاعل شرور خدا نیست. یعنی با تبرئه کردن خدا از خلق شرور مشکل را میخواهند حل کنند. به نظر من با طرح پرسش به گونه ای دیگر هنوز مشکل پا پرجاست.
وی افزود: برخی میگویند اساساً شر در عالم وجود ندارد و اگر از منظری دیگر به عالم بنگریم و با نگاهی عارفانه ببینیم همه چیز نیک و خوب است و شری در عالم نیست. لذا باب این مساله را قبل از باز شدن میبندند. این رویکرد درست نیست چون اگر بگوییم شر از نظر عرفانی وجود ندارد معنایش این است که با صرف نظر کردن از آ ن منظر بالاتر، شر در عالم وجود دارد.
وی با اشاره به معنای شر خاطر نشان کرد: ما به چیزی شر میگوییم که برای طبع ما ناخوشایند و آزار دهنده باشد. با این تعریف شر وجود دارد. مثلا گرسنگی نوعی الم است. ما در بحث خود شر را مجموعه آلام در نظر میگیریم.
مترجم "اعترافات و پاسخها"ی دکارت در ادامه تصریح کرد: حکمای اسلامی شرور را به دو دسته تقسیم کردهاند. یکی شروری که عدم محض هستند که این گونه شرور یا عدم ذات هستند یا عدم کمال. یعنی امر وجودی نیستند و عبارت از نبود چیزی هستند یا نبود ذات چیزی مثل مرگ که عدم حیات است و یا نبود کمال ذاتی مثل فقر یا جهل که عدم علم است.
وی افزود: گونه دیگر اموری هستند که منجر به شر میشوند مثل زلزله، سیل و .... این دسته منجر به دسته اول میشوند مثلا یا باعث فقر میشوند یا باعث مرگ. دسته دوم را شر بالعرض مینامند چون به خودی خود شر نیستند ولی دسته اول شر بالذات هستند.
وی تصریح کرد: سوال این است که هدف فلاسفه مسلمان از طرح عدمی بودن شر و طرح این مساله چیست؟ رویکرد تبرئهگرایانه همانگونه که اشاره شد معتقد است که شرور خالق و علت ندارند و انتساب آنها به علت و خالق غلط است. آنها میگویند که شر امر وجودی نیست و لذا امر عدمی که علت نمیخواهد.
وی با اشاره به اینکه شرور امر وجودی هستند، گفت: به نظر بنده شرور امری عدمی نیستند و اموری وجودی هستند و طرح عدمی بودن شرور کوچکترین تاثیری در حل مساله شرور ندارد و میتوان مساله را به گونه دیگر طرح کرد و با تغییر در عبارت، مساله را دوباره ایجاد و طرح کرد.
وی افزود: من در بحث خود از وجودی بودن شرور، هم ادله نقلی را به کار میبرم و هم ادله عقلی. ادله نقلی از این جهت مطرح میشود که فلاسفه اسلامی در ادله خود به آیات و روایات استناد کردهاند لذا باید این موضوع مورد توجه قرار گیرد. در سوره انعام و مور به صراحت از خلق ظلمت و مرگ توسط خالق سخن به میان آمده است. ظاهر آیات نشان میدهد که عدمی بودن شرور درست نیست و شرور مخلوق خدا هستند. همچنین در روایات امام باقر(ع) و امام صادق(ع) نیز از مرگ و شر به عنوان مخلوق خدا نام برده شده است.
وی افزود: لذا شرور نوع اول وجودی هستند. نقد من بر رد عدمی بودن شرور مربوط به مساله "درد" و الم است که مورد اختلاف فلاسفه مسلمان نیز است. اگر بگوییم که درد امر وجودی است پس این حرف که شرور امری عدمی هستند نقض میشود و اگر گفته شود که امری عدمی است که اشکالاتی بر آن مترتب خواهد بود. اکثر فلاسفه مسلمان می گویند که الم امری وجودی است. یک دلیل آنها هم این است که الم جزو کیفیات نفسانی و اعراض نفسانی است. دلیل دیگر آنها این است که آنها به ادراک بودن الم اعتقاد دارند و ادراک و علم هم امری وجودی هستند پس خود احساس الم نوعی ادراک است.
وی افزود: اکثر فلاسفه در اینکه شر به ذات امر عدمی است متفق القول هستند. به نظر بنده در عالم یک شر بیشتر نداریم و آن الم است. به نظر بنده شرور نوع اول و دوم شر به ذات نیستند و شر بالعرض هستند و از این جهت شر هستند که منجر به الم میشوند. دلیل این است که ظلمت آن موقعی شر میشود که ما با ظلمت مواجه شویم و آن ظلمت باعث یک صدمه شود و آن صدمه هم باعث الم شود و چون الم ایجاد میکند پس ظلمت شر میشود.


نظر شما